3 فروردین 1394

داستان دو شهر

مولف: مهدی جمشیدی   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

مسافری به یک شهر بزرگ نزدیک شد و دید پیرزنی در کنار دروازه شهر نشسته است.او از آن پیرزن پرسید:مردم این شهر ، چه جور آدم هایی هستند؟

پیرزن گفت: مردم شهری که از آنجا می آیید چه جور آدم هایی بودند؟

مسافر جواب داد: وحشتناک! آدم های چرند، غیر قابل اعتماد و از هر نظر به درد نخور.

پیرزن گفت: اتفاقا مردم این شهر هم همین جوری هستند.

چندی بعد مسافر دیگری به این شهر نزدیک شد و همان پرسش را از پیرزن پرسید.پیرزن هم سوالش را تکرار کرد.

مرد گفت: آدم های نازنین، صادق ف پرکار و بخشنده ای بودند.

پیرزن عاقل جواب داد: اتفاقا مردم این شهر هم همین جوری هستند.

تعداد مشاهده (608)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره خبر "داستان دو شهر"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید